تبلیغات
وبلاگ همسفر منیره - عملکرد لژیون وخلاصه سی دی کوانتوم

وبلاگ همسفر منیره - عملکرد لژیون وخلاصه سی دی کوانتوم

عملکرد لژیون وخلاصه سی دی کوانتوم
عملکرد,لژیون,وخلاصه,سی,دی,کوانتوم,

جستجوگر سایت

عملکرد لژیون وخلاصه سی دی کوانتوم

تمام تغییراتی که در جهان فیزیکی درزندگی انسان بوجود آمداز پیدایش علم توسط دانشمندان وعلما شروع شد.  اولین یافته ها باعث اولین تغییرات در زندگی انسان شد و این تغییرات ادامه پیدا کرد تا زندگی به شکل امروز در آمده است .
در سی دی علم راجع به پیدایش علم وتکامل انسان صحبت کردیم وامروز از زاویه ی فلسفی می خواهیم تعمق کنیم تمام تغییراتی که در جهان فیزیکی درزندگی انسان بوجود آمداز پیدایش علم توسط دانشمندان وعلما شروع شد.اولین یافته ها باعث اولین تغییرات در زندگی انسان شد و این تغییرات ادامه پیدا کرد تا زندگی به شکل امروز در آمده است.درعلم قوانین سه اصل تغییر،تبدیل و ترخیص ازچگونه تبدیل شدن جسم صحبت می کند.هستی دائما درحال تغییر است مثل یک شفیره که چگونه تبدیل به یک پروانه می شود؟ و اگر ما بدانیم این تغییرات از چه قاعده‌ای پیروی می کنند آنوقت می شود علم، که در هستی جاری هست.اگر در جهت سازندگی استفاده کنیم به مفهوم علمی الهی می شود ولی اگر ازعلم درجهت تخریب استفاده کنیم یعنی قوانین را معکوس اجرا کنیم می شود علم تاریک.مثل ساختن سلاحهای شیمیایی. چیزی که مهم است پشت هر فرمول علمی یک تفکر و اندیشه وجود دارد.درتاریخ کسانی که پایه گذار بودند و باعث پیشرفت علم شدند در واقع دری بودند که درهای زیادی راباز کردند مثل ابوریحان،نیوتن،ارشمیدس،پاستور...
اینهاشاگردانی موفق وتحصیل کرده ومتفکر بودند که به علم رسیدند.برعکس این هم هست یعنی انسانی که تفکرنمی کند.برای تولید وزایش بایستی طبق وادی اول در ابتدا باید تفکر کرد. اینکه اینها چه تفکری داشتنددرست یا غلط،در ادامه حقیقت نقاب از رخ بر می دارد. اگر دانشمندان در زمان خودشان نظریاتی می دادند بعضی از این نظریات درست درآمده و بعضی هم خیر . این نشان می داد که در تفکرشان اشکال وجود داشت ودر علمشان هم همین اشکال منعکس می شدوتصویر تفکرشان درعلم اثر خودش را گذاشته اول زمان می برد که مشخص شود. درگذشته علوم بیشتر فلسفه،نجوم،طب،حکمت و بخشی ریاضیات بود که هر کدام کاربرد خاص خودش را داشت.سیستم آبیاری که از دو هزارسال پیش در شهر روم داشته و از نظربالا بودن کیفیت از آبی که ما الان از آب لوله کشی استفاده میکنیم خیلی بهتر و بیشتر بوده ازهمان دانش فلسفه یونان استفاده می کردند. دنیا در حال چرخش است ونیروها در حال تضعیف وتقویت هستند.زمانی که در قرون وسطی همه چیز رو به تا در سی دی علم راجع به پیدایش علم وتکامل انسان صحبت کردیم وامروز از زاویه ی فلسفی می خواهیم تعمق کنیم تمام تغییراتی که در جهان فیزیکی درزندگی انسان بوجود آمداز پیدایش علم توسط دانشمندان وعلما شروع شد. اولین یافته ها باعث اولینریکی می رفت یک دوره به نام رنسانس بوجود آمد.رنسانس در اروپا یک تفکر است، باعث شد یکسری از افراد بیایند و شروع به رشد کنند تا علم جهش پیدا کند این افراد دارای تفکر بودند واز خود گذشتگی داشتند.تفکر رنسانس این بود که ما برای هرچیزی که میگوییم باید دلیل بیاوریم.درقرون وسطی انسان هیچ جایگاهی نداشت.نقش انسان مثل گله بود ویکسری افراد چوپان گله. ولی در رنسانس انسان جایگاه پیدا کردو به این نتیجه رسید که ما در مورد هرچیزی که می خواهیم نظر بدهیم باید جزء به جزء آن را بررسی کنیم وآنهارابشکافیم .لئونارد داوینچی جنازه ها را کالبدشکافی می کرد واز جنازه ها نقاشی می کشید بنابراین اولین آناتومی انسان را به وجود آورد که باعث پیشرفت طب شد .دراواخر قرن نوزدهم به جایی رسید که همه تصور می کردند که ما اگر بخواهیم حرکت اجسام و فیزیک ذرات را بررسی کنیم کاملا ابزار آن را داریم .نیوتن دانشمندی بود که گفت شما به من بگویید چه نیرویی به عالم وارد می شود.من به شما می گویم جهان در یک ساعت آینده ویک سال آینده چه وضعیتی دارد همه چیز عالم را برای شما پیش بینی می کنم این تفکربه انسان می گویدهمه چیز قابل پیش بینی توسط علم است که این تفکر جبر است.اگر همه چیز قابل پیش بینی باشد چون ما نمی دانیم این نیرو وارد می شودنمی توانیم حساب کنیم این نیرو وارد می شود و کار خودش را می کند یا من تحت تاثیر چه نیرویی هستم یا اجسام تحت تاثیر چه نیرویی هستند وقتی این را محاسبه می کنیم می توانیم آینده را پیش بینی کنیم،یعنی آینده دراختیار خودش نیست پس آینده ما کاملا توسط این نیروها تعریف شده پس اختیار چه مفهومی پیدا می کند؟ تفکر ی که زمانی باعث شد ما به جزئیات اشیاء پی ببریم در نهایت به نقطه ای رسید که همه چیز در اختیار و کنترل ماست و به جبر مطلق رسیدیم.همیشه یک نظریه مطرح می شود بعد یکسری مشکلات را حل می کند وبه نقطه ای می رسد که خودش باعث بروز مشکلات می شود مثلا درعلم پزشکی خیلی مشکلات حل شد ولی به اعتیاد رسید به یک مشکل تبدیل شدکه بعد نظریهDST مطرح شد که داریم به موفقیت هایی می رسیم .آقای نیوتن فیزیک را پایه ریزی کرد،سه تا مفهوم را بیان کرد: اول مفهوم جرم،جرم یعنی مقدار ماده تشکیل دهنده هر جسم که هر چه بیشتر باشد جرم آن بیشتر است.دوم‌ مفهوم طول بود یعنی ابعاد هرجسمی مشخص است.سوم مفهوم زمان بود که زمان همیشهثابت است.نیوتن در زمان خودش این سه مفهوم را ثابت فرض کرد.انیشتن گفت:اصلا اینطور نیست متغییر میباشند.آقای پلانگ گفت:مایک انرژی ویک ماده داریم.انرژیی که جهان رابوجود آورده هرمقداری می تواند باشد یعنی وقتی جسمی را گرم می‌کنیم این گرما به هر مقداری می تواند به جسم وارد شود مثل اینکه شما یک تپه شنی را از دوریک توده خاکستری می بینید ولی از نزدیک می بینیم که از ذرات بسیار ریزی تشکیل شده پس در واقع هیچ چیز ی درجهان به صورت کاملا پیوسته وجود ندارد همه چیز درخودش جزئیات ریزتری دارد وبرای تبادل انرژی هرمقداری نمی تواند تبادل شود در انسانها با همدیگر هر مقداری انرژی را نمی توانند تبادل کنند واین بستگی دارد در چه جایگاهی و در چه شرایطی قرار گرفته اند.ماده وقتی می خواهد انرژی خودش را انتقال دهد یک مقدارمشخصی با ضریب مشخص انتقال می دهد در نتیجه بسیاری از مسائل یواش یواش حل شدند کمی جلو تر که آمدیم انیشتن اینطور بیان کرد علاوه براینکه مقدار انرژی برای تبدیل شدن مشخص است ،بلکه نور و امواج هم از ذرات کاملا مجزایی تشکیل شده اند که این ذرات کوچک را فوتون گذاشت بعد می گفتند ماده خاصیت خودش را دارد.مثلا اگر گلوله ای را به گلوله دیگری بزنید انرژی خودش را به گلوله اول منتقل می کند و گلوله راجا به جا می کند و نور هم خاصیت خودش را دارد وقتی نوری را به جسمی یا دوتاشکاف می تابانندنور از دو تا شکاف رد می شود وبعد طبق اصل «پراش» روی پرده به صورت نقاط تاریک و روشن ثبت می شد یعنی نور رامثل رشته طنابی که بالاست و رشته طنابی دیگر که پایین است درنظر بگیرید وقتی اینها باهم جمع می شود یک خط صاف می شود و همدیگر را خنثی میکنندمیگفتند نورچون یک موج مغناطیسی هست نقاط برجسته و نقاط فرورفته دارد موقعی که از شکاف رد می شود نورها روی همدیگر می افتند جاهایی که نقاط یکسان هستند روی پرده نقاط پررنگ می شوند موقعی که نقاط همدیگر راخنثی می کنند تاریک می شد،نوری وجود نداشت درواقع می گفتند موج خاصیت موجی دارد مثل رشته طناب که وقتی ازشکافی رد شود نقاط تاریک و روشن بوجود می آورد و ذره هم خاصیت ذره ایی دارد یعنی موقعی که ذره به ذره بخورد انرژی خودش رابه آن ذره منتقل می کند و باعث منحرف شدن ذره می شود.کوآنتوم به معنی ذره است و دیدگاه کوانتومی یا فیزیک کوانتومی یعنی فیزیک که عالم را بصورت ذرات بسیار کوچک بررسی می کند یعنی فیزیک ذرات و اگر ما بتوانیم دنیا را بصورت ذرات خیلی کوچک ببینیم و قوانین آنها را بررسی کنیم،مسئله جبر واختیار هم کاملا مطرح می شود ویکسری چیزها رامی توانیم محاسبه کنیم ویکسری چیزها را نمی توانیم که علت آن را در جلسه آینده بیان خواهیم کرد و همچنین در جلسه آینده راجع به دیدگاه فلسفی که از ترکیب این دو خاصیت موج وذره بوجود می آید،برایتان خواهیم گفت و مسئله جبرکه در فیزیک کلاسیک وجود دارد.
تهیه وتنظیم: همسفر معصومه

[ جمعه 5 آبان 1396 ] [ 07:31 ب.ظ ] [ همسفرمنیره کبودانیان ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آخرین مطالب