تبلیغات
وبلاگ همسفر منیره - چیرگی بر شیطان

وبلاگ همسفر منیره - چیرگی بر شیطان

چیرگی بر شیطان
چیرگی,شیطان,

جستجوگر سایت

چیرگی بر شیطان

چیرگی بر شیطان

شیطان هر فردی را بوسیله ای منحرف میکند و بر وی چیره میشود، برای برخی با بی بند و باری و بی اهمیت جلوه دادن ارزشها  و ضد ارزشها، برای برخی دیگر بوسیله اعمال ضد ارزشی پوشش و حجابی درست میکند که آن اعمال کمرنگ شوند، برای ربا خواران رشد اقتصادی را جلوه میدهد و برای متدینین از راه ریا جلو میآید و از طریق خودپسندی وی را مغرور میکند تا به خودش ببالد و برای کارهایی که انجام میدهد حساب باز کند و از خداوند و اطرافیان طلبکار شود! بنابراین پیداست که ترس، حرص و طمع ،آز ، بخل، کینه، خشم، حقارت، تنفر و نفرت، دروغ، حسادت، تجسس، قضاوت، فضولی،وابستگی به دنیا، دنیا پرستی و کلیه اعمال ضد ارزشی مهمترین ابزار چیرگی شیطان بر انسان است.

انسان موجودی برتر است یکی از ویژگی های برتری او این است که هر آنچه در بیرون وجود دارد برای ورود قسمت مخصوصی از درون را باید راضی کند چه نیک باشد و چه بد و تا از درون اجازه صادر نشود حق ورود ندارد. انسان برای جذب آنچه در بیرون آن وجود دارد نیاز به قدرتی در درون دارد و تا آن نباشد چیزی توان ورود ندارد. دلیل و برهان بیرون پیامبران آسمانی هستند و حجت درون عقل است. تا زمانی که انسان به فرمان عقل نرسد و فرمان های عقل را اجرا نکند،پیام ها و رهنمودهای فرستادگان خداوند کارساز نیست. نمونه بارز آن مردانی هستند که در زمان پیام آوران الهی می‌زیستند اما با آنکه  دلایل آنان را می دیدند اما به دلیل نبود عقل آن را نمی‌پذیرفتند.

بنابراین کنترل ورودی به دست خود انسان است او تصمیم می‌گیرد که چیزهای خاصی وارد شود یا همه چیز وارد شود.همچنین تا محصولات خارجی نتواند درون را راضی کند اجازه ورود ندارند .شاید بتوان بگویم اگر  عقل ،فهم ،خرد و درک وجود نداشته باشدو یا از درون راضی نشود از فرستادگان خدا بر روی زمین کاری بر نمی آید و نمیتوانند کاری از پیش ببرند حتی به سخنان او هم گوش نمیدهند  

دلیل و برهان عقل تنها این‌گونه نیست بلکه شیطان هم باید یاری در درون داشته باشد تا دروازه‌ها را برایش باز کند یعنی دژ محکم است و شیطان توان نفوذ ندارد مگر به اذن خود فرد. در کلام اله شریف روش کار شیطان را این گونه بیان می‌کند: شیطان با اشاره‌های پنهانی صحبت می‌کند و فرد مقابلش را وسوسه می‌کند. و حتی محدوده کاریش را هم بیان می‌کند: چیرگی شیطان تنها برای افرادیست که ولی و رهبری او را می پذیرند و اگر کسی به شیطان راه ندهد او هم نمی‌تواند بر وی مسلط شود.

شیطان باید نماینده در درون انسان داشته باشد و مدام و بطور مستمر وسوسه می‌کند تا زمانی که نفس اماره و نفس لوامه انسان تحت تاثیر قرار بگیرند.

لذا انسان باید از درون به خود نهیب بزند تا نهیب بیرون را بشنود. تنها شنیدن یک بار نهیب بیرونی کار آمد نیست باید آن واعظ درون در زمان و مکان‌های خاص بازگو کند تا فرد بتواند از آن استفاده کند. علاوه بر این تا زمانی که فرد خود را نهیب نزند اگر کسی به او نهیب بزند احساس می‌کند فرد مقابل در اشتباه است و جایی برای نهیب زدن نیست اما زمانی که خود را از درون نهیب بزند جایی برای نهیب دیگران می‌بیند و آن را می‌پذیرد.

آن‌چه در درون انسان، انسان را به سمت بدی می‌برد نفس اماره هست و تا زمانی که کار دست نفست ندهی و تربتش نکنی این نفس کار دستت میدهد و همواره و در همه حال  شیطان و نیروهای منفی شخص رابه سمت ضد ارزشها همچنین افکار و اندیشه های منفی  وسوسه میکند تا جایی که در اعماق تاریکی ها فرو بروی سوق میدهد. امّا اگر نفس اماره در انسان وجود نداشت دیگر دست شیطان بسته می‌شود. خود شیطان می‌گوید: سوگند كه همگى را جدّا" از راه به در مى‏برم، مگر آن بندگان پاكدل را ، در کلام اله شریف بیان می‌شود:  که شیطان نمی تواند فرد مخلص را اغوا کند چون‌ که به مرحله نفس مطمئنه رسیده و دیگر خواسته های نامعقول توان حرکت و قدرت ندارد.در این شرایط شیطان نماینده خود را در افرادی که به دانایی موثر رسیده اند را از دست داده است. یعنی تا زمانی که انسان به نفس اماره‌اش گوش دهد بنده شیطان و به نوعی همسایه او محسوب میشود.

همچنین شرایط برای سعادتمند شدن هم مهیاست. یعنی باید در درون نماینده ای باشد که اجازه ورود به عوامل سعادت از بیرون را بدهد. یکی از راههای شناخت و انتخاب راه درست و پایداری در مسیر، که منتهی به آرامش بدون سروصدا شود تا رسیدن به هدف برای بیداری و مبارزه با غفلت، پند و نصیحت گرفتن است که باید این روش در درون انسان شکل گرفته باشد تا هدایت بیرونی را بپذیرد. و این موضوع در روایات پیامبران الهی و کتب آسمانی تاکید شده است این روایت تأکید می‌کند که اگر ندا دهنده از درون انسان وجود نداشته باشد، نمی‌تواند از تذکر و پند و نصیحت های بیرونی بهره برد.

اگر دقت کنیم انسان یک تجربه در زندگی‌اش می‌کند بعد از آن به تحلیل و بررسی موضوع می‌پردازد و همه عوامل و نتایج را بدست می‌آورد. زمان می‌گذرد بعد از چندین سال به مورد مشابهی برخورد می‌کند اگر (واعظ) بیداری درونی متذکر تجربه و آزمودنهای قبلی نشود اصلا" این آدم آن را بخاطر نمی‌آورد تا بخواهد از آن بهره ببرد. پس تا به شناخت و آگاهی قبلی و مشاهدات مکرر یقین حاصل نشود وجدان بیدار در راه تکامل و تقوا نقش مهمی نمی تواند ایفا کند و تا واعظ درونی نباشد واعظ بیرونی کارآمد نیست. این تنها درباره تجربه نیست بلکه در مورد پند و نصیحت و اندرز دادن نیز صدق می‌کند بنابراین میتوان گفت: دلیل، شیطان و پندونصیحت برای بیداری، سه عنصر بیرونی هستند که تا نماینده ای در درون و هم سنخ خود نداشته باشند توان ورود به این دژ را نخواهند داشت. زیرا درون انسان یک جهان کامل و مانند دژی می ماند که این دژ دروازه های ورودی خاص دارد که برای تغذیه جسم؛ دهان دروازه آن است و برای تغذیه روح؛ چشم، گوش و زبان راه ورود هستند.

 

با احترام همسفر مریم انصاری

[ جمعه 9 بهمن 1394 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ همسفرمنیره کبودانیان ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:40 ب.ظ
Hey there! I know this is kind of off topic but I was wondering if you knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having trouble finding
one? Thanks a lot!
جمعه 18 فروردین 1396 12:19 ب.ظ
Thanks for ones marvelous posting! I actually enjoyed reading it, you may
be a great author. I will remember to bookmark your blog and
will eventually come back someday. I want to encourage one to continue your great posts, have a nice afternoon!
یکشنبه 9 اسفند 1394 07:12 ب.ظ
مریم جان عالی و مفید بود . استفاده کردم
شنبه 17 بهمن 1394 07:54 ب.ظ
درود بر شما بابت مقاله زیباتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آخرین مطالب