تبلیغات
وبلاگ همسفر منیره - عملکردلژیون، تاریخ 97/06/05

وبلاگ همسفر منیره - عملکردلژیون، تاریخ 97/06/05

عملکردلژیون، تاریخ 97/06/05
عملکردلژیون،,تاریخ,97,06,05,

جستجوگر سایت

عملکردلژیون، تاریخ 97/06/05

رهجویی که بخواهد و خواسته داشته باشد و خوب حرکت کند راهنما به صورت دیگری برای او زمان می گذارد.
مادر هیچ وقت بین فرزندان خود فرق نمی گذارد اما به صورت ناخودآگاه سمت آن فرزندی کشیده می شود که فرمان بردار است و احترام زیادی برای خانواده خود قائل است.
راهنما هم ناخودآگاه به سمت رهجویی کشیده می شود که فرمان بردار است و تمام وظایف خود را انجام می دهد،خدمت می کند،مشارکت می کند،راهنما هم به او کمک می کند تا بتواند پله های خود را طی کند،وقتی شما هنوز در مرحله پایین هستید،راهنما نمی تواند چیزهای بالاتری را به شما بیاموزد.


با سلام
دستور جلسه لژیون:سی دی عطار
خانم منیره این گونه صحبت های خود را شروع کردند که نمی توانیم تصور کنیم که با مشارکت کردن چه اتفاق هایی برای ما می افتد و چه قدر گره های درون ما باز می شود. در مورد سی دی عطار که وادی اول ما تفکر است ودر سیر و سلوک وادی اول آن ها طلب است. این قضیه را می خواهد برای ما بگوید که اگر ما در وادی تفکر هستیم،باید بدانیم که طالب چه چیزی هستیم،زمانی که وقت دعای لژیون می شود،می گوییم که یک دعا یا یک خواسته داشته باشید،خیلی مسئله مهمی هست،که من بدانم که چه خواسته ای برای من مهم است و طالب چه هستیم. گاهی اوقات ما خواسته ای داریم ولی در مورد آن قضیه و خواسته سست می شویم.یک زمانی آن خواسته را می خواهیم و یک زمانی نسبت به آن سست می شویم. خواسته ای که ما داریم باید برای ما مهم و روشن باشد. آقای امین هم گفته اند که باید خواسته های خود را الویت بندی کنیم. در دعا کردن هم باید یک چیز را بخواهیم و مدت ها روی آن تمرکز کنیم و ایستادگی کنیم تا ببینیم که چه اتفاقی می افتد. جمله هایی که واقعا مثبت باشد درون ما را نیز به سمت آن ها می کشد.اما جمله هایی که درست نباشد و بار منفی داشته باشد وقتی آن ها را می خوانیم و یا بیان می کنیم خود متوجه آن ها می شویم.دعا کردن باعث می شود که به خدا نزدیک شویم. یک زمانی ما خواسته ای داریم و خیلی هم دعا می کنیم که به آن خواسته برسیم ولی صلاح کار ما بر این است که به آن خواسته نرسیم،بعد فکر می کنیم که خداوند جواب ما را نمی دهد. یک جمله معروفی هست که می گوید:خدایا به نداده ات شکر و به داده ات شکر.ما زمانی که طالب چیزی باشیم و با تمام وجود یک چیزی را بخواهیم آن ارتعاشی که می فرستیم خیلی مهم است. 
یک زمانی ما هنگام دعا کردن ارتعاشی می فرستیم که خیلی به آسمان نزدیک نیست،بعد می گوییم که چرا دعای من مستجاب نمی شود و بعد ناشکری می کنیم. ارتعاش ما باید به قدری باشد که به آسمان برسد،ارتعاش همان طلب و انرژی هست که ما می گذاریم،بهتر است که دفتر تهیه کنید و هر روز شکرگزاری خود را در آن بنویسید.حتی آن چیزهایی که می خواهیدکه به آن دست پیدا کنید،چون یک معجزه ای بین قلم و نوشتن اتفاق می افتد. زمانی که شما خواسته ای را در ذهن خود می خواهیدکجا ولی وقتی آن خواسته را می نویسید و ثبتش می کنید کجا. 
چرا می گویند که حتما سی دی ها را بنویسید؟به خاطر معجزه بین قلم و نوشتن و مغز است که اتفاق می افتد. موقع نوشتن سی دی نا طرز بیان و گفتارمان خوب می شود. طرز نوشتن،حتی زمانی که می خواهیم نامه ای اداری یا محترمانه بنویسیم. اگرمعنی کلمه ای را هم ندانیم به دنبال معنای آن می گردیم. 
 زمانی که ما خواسته ای را برای خودمان مهم می دانیم آن را در ذهن خود پررنگ می کنیم،آن ارتعاش و انرژی است که ما به آسمان می فرستیم.زمانی که ما کار مهمی را می خواهیم انجام دهیم برای این که یادمان نرود آن را می نوسیم ودر جایی می گذاریم که چشممان به آن بیفتد تا حتما آن کار را انجام دهیم.۷وقتی ما طالب یک چیزی هستیم و می خواهیم به آن برسیم باید آن قدر برای ما مهم باشد که جلوی چشممان باشد،وقتی آن خواسته رامینویسیم وثبت می کنیم جلوی چشم ماست وبرای ما مهم می شود.شکرگزاری کردن خودش  یک ارتعاش بسیار زیبایی را به آسمان می فرستد،وقتی ما برای تک تک چیزهایی که در زندگی داریم شکرگزاری می کنیم یک ارتعاش زیبایی را به آسمان می فرستیم. شکرگزاری خودش باعث می شود که حال ما خوب شود،پس وقتی خواسته ای برای شما مهم است آن را برای خودتان پر رنگ کنید،در جایی بنویسید تا بتوانید با ارتعاشی که به آسمان میفرستید به آن خواسته خود برسید.صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است،ما زمانی که خواستیم روز الست به این جهان خاکی بیاییم یک پرده برای ما کنار رفته و شرایطی را برای ما عنوان کرده اند و ما آن ها را پذیرفتیم،شاید آن زمان قرار بوده ما انسان خیلی بدی باشیم و در تاریکی ها فرو رفته باشیم،اما با اختیار خودمان انتخاب کرده ایم وآمده ایم. زمین مهد آموزش و خدمت است و جای رسیدن به تکامل است. شاید قرار بر این بوده و سرنوشت ما این بوده که ما به زمین بیاییم و خودی نشان بدهیم. زمانی که خداوند آدم و هوا را بخشید به آن ها گفت بروید به زمین ببینم چه کار می کنید؟
این چه کار می کنید معنی دارد یعنی این که ببینم باز آن اشتباه را مرتکب می شوید یا نه؟شاید ممکن است سرنوشت ما این بوده باشد که بیمار شویم،قضاوت کنیم،ضدارزش انجام دهیم اما با اختیارمان و کارهایی که انجام می دهیم،می توانیم سرنوشتمان را تغییر دهیم. اصلا آمده ایم که تکامل پیدا کنیم و آموزش ببینیم و یک سری اتفاقات در درون ما بیفتد،نه این که همین جوری باشیم. ما در وادی دوازدهم این مطلب را داریم که نقطه آغاز و پایان یکی هستند،فقط از نقطه نظر اتفاقاتی که برایمان می افتد و شناخت و آگاهی و معرفت و آن چیزی که پیدا کرده ایم با هم فرق میکنند.
نمی توانیم بگوییم که دعامعنی ندارد،این جمله منفی است،چون سرنوشت مادست خود ماست. بهترین کتاب که می توانیم از آن کمک بگیریم کتاب آسمانی ماست. از خداوند بخواهیم که استادان خوبی را سر راه ما قرار بدهد،تا زمانی که انسان زنده است باید راهنما داشته باشد. یک جمله معروف هست که می گوید:اگر از آموزگار نیاموختی روزگاربه می آموزد. 
کسی که مصرف شیشه دارد برای او از سه دهم شروع میکنند یا پنج دهم و بیشتر از آن نمی دهند چون شربت اوتی از خانواده مرفین است و شیشه از خانواده آمفتامین،دو تا چیز مختلف هستند. از سه دهم شروع می کنند که بدن شخص سازگاری پیدا کند. شربت اوتی باید جایگزین آمفتامین شود،وقتی بدن سازگار شد با دوز بالا می دهند و پایین می آورند.
وقتی ما می خواهیم کار مهمی را انجام دهیم شخص مقابل ما هفده بار باید بگوید که تو نمی توانی ولی یک بار که خود من بگویم کافی است،این نشان از نیروی درون ما دارد که بدانیم چقدر قوی است.ما باید مسائلی که بار منفی دارند از ذهنمان خارج کنیم.
با یک بار نه گفتن ما در برابر کارها و مسائل و این که نمیتوانم با قاطعیت به کائنات می گوییم که ما نمی توانیم،چون ارتعاش آن را به آسمان و کائنات می فرستیم. ما باید بگوییم که ما می توانیم،ارتعاش مثبت به کائنات بفرستیم حتی با یک بار گفتن.ترس های ما باعث می شود که مسائل منفی را جذب خود کنیم. آقای مهندس در این همه سال تا حالا نگفته اندکه خسته ام.ما هم می توانیم ذره ذره این کار را انجام دهیم.خیلی وقت ها در زندگی خداوند راه و مسیر را برایمان باز می کند. پس بهتر است که بتوانیم از کلمات مثبت استفاده کنیم. 
هنر یک راهنما این است که وقتی یک رهجویی در مسیر نیست یا خیلی کنگره را جدی نمی گیرد،یک انگیزه ای برای او ایجاد کنیم تا او وصل کنگره شود،ولی آقای مهندس در سی دی می گویند که ما برای کسی میتوانیم زمان بگذاریم که خواسته داشته باشد.
رهجویی که بخواهد و خواسته داشته باشد و خوب حرکت کند راهنما به صورت دیگری برای او زمان می گذارد.
مادر هیچ وقت بین فرزندان خود فرق نمی گذارد اما به صورت ناخودآگاه سمت آن فرزندی کشیده می شود که فرمان بردار است واحترام زیادی برای خانواده خود قائل است.
راهنما هم ناخودآگاه به سمت رهجویی کشیده می شود که فرمان بردار است و تمام وظایف خود را انجام میدهد،خدمت می کند،مشارکت می کند،راهنما هم به او کمک می کند تا بتواند پله های خود را طی کند،وقتی شما هنوز در مرحله پایین هستید،راهنما نمی تواند چیزهای بالاتری را به شما بیاموزد.
آقای مهندس هم این را احساس کرده اند که الان موقع آن شده که یک سری مسائل را عمیق تر بیان کنند.
تهیه و تنظیم: همسفر معصومه حیدری
تایپ: همسفر مونا

[ دوشنبه 5 شهریور 1397 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ همسفرمنیره کبودانیان ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

دوشنبه 26 شهریور 1397 09:09 ق.ظ
سلام وخداقوت به راهنمای عزیزم من همیشه ازسخنان شما لذت میبرم امیدوارم باتعییراتم به جایی برسم که شما از من راضی باشید
یکشنبه 25 شهریور 1397 09:40 ق.ظ
با سلام و خداقوت به خانم منیره راهنمای عزیزم وهمچنین خانم معصومه و خانم مونا
امیدوارم همواره موفق و موید باشید.

اجرکم عند الله
جمعه 23 شهریور 1397 05:24 ب.ظ
خانم منیره عزیزبسیارعالی بیان کردیدلذت بردم واستفاده کردم بهترینهارابرایتان آرزومندم.
خانم معصومه عزیزوموناجان خداقوت.ان شاالله خیروبرکت این خدمت درزندگیتان جاری باشد.
جمعه 23 شهریور 1397 01:57 ب.ظ
مونای عزیزم ومعصومه عزیزم ازثبت مطلب ممنونم
ان شاالله همیشه در مسیر خدمت باشید وموفق
کارتون عاای بود خداقوت
جمعه 23 شهریور 1397 07:38 ق.ظ
سلام ، خانم منیره عزیزم شما مثل همیشه می درخشید ومن از صحبت های شما علاوه بر لذت ، میاموزم واین اموزش هارا مدیون اقای مهندس وبعد راهنماهای کنگره هستم .خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آخرین مطالب