تبلیغات
وبلاگ همسفر منیره - حس زیبای بخشندگی

وبلاگ همسفر منیره - حس زیبای بخشندگی

حس زیبای بخشندگی
حس,زیبای,بخشندگی,

جستجوگر سایت

حس زیبای بخشندگی

حس بخشندگی چقدر زیباست و امسال با تمام قدرت می‌گویم من انتخاب می‌کنم فرد ثروتمندی باشم تا با تمام وجودم سال آینده نشان بخشندگی دنوور را همراه با 14 همسفر دریافت کنم...

به نام منشأ علم و آگاهی

سلام دوستان منیره هستم همسفر؛ اسیستنت شعبه شادآباد

موضوع لژیون مالی از اولین دوره در جایگاه اسیستنتی ام؛ زمانی که در جلسهٔ هماهنگی حضور داشتم اسیستنت های هر شعبه سؤال کردند که همسفران که جزء لژیون مالی نیستند؟ یادم هست آقای مهندس فرمودند که شعبه‌ای که همسفرانش در لژیون مالی نباشد آن شعبه را باید خاک گرفت.

این پیام و هشدار آقای مهندس در ذهن من جرقه ایجاد کرد و آن روز به خود گفتم نقش یک اسیستنت در این مسئله خیلی مهم است.

با توجه به اینکه من خودم هم در نمایندگی شادآباد بودم، خدمتم هم در آن شعبه بود و شناخت کافی روی افراد داشتم، به سه نفر از همسفران این پیام را دادم که وارد لژیون مالی شوند و این افراد به من گفتند اجازه دهید فکر کنیم. گویا این افراد در ذهن خودشان هم خطور نکرده بود تا اینکه خداوند خواست و هر سه این عزیز وارد لژیون مالی شدند.

در سال گذشته من خودم دوست داشتم عضو شوم اما فقط از خانواده من یک نفر می‌توانست وارد شود که همسرم برای اولین بار وارد شد و به خدای خودم گفتم سال آینده من و همسرم عضو لژیون مالی می‌شویم که خدا را هزاران بار شکر این اتفاق افتاد.

حسی که تجربه کردم زمانی که خود من وارد لژیون مالی شدم حس زیبا و دوست‌داشتنی بود؛ اما وقتی دیگران را دعوت می‌کنی یک لذت وصف‌ناپذیری دارد و من فکر می‌کنم از وارد شدن خودت در لژیون مالی قشنگ‌تر است، چون می‌دانی قدرت کلامت نافذ بوده و آن‌قدر توانایی پیداکرده‌ای که فرمان انجام شود و این موضوع به انسان حس زیبایی می‌دهد.

در سال گذشته، فقط گفتم در سال آینده عضو لژیون مالی می‌شوم و این خواسته از ذهنم رفت، اما تقریباً دو ماه به لژیون مالی مانده بود گفتم من حتماً وارد می‌شوم و روزبه‌روز در این مسیر مصمم‌تر و ثابت‌قدم‌تر بودم تا اینکه همراه با سه‌نفری که عضو لژیون مالی بودند؛ خانم صبا، خانم آزاده و خانم فریده جلسه‌ای برای جذب افراد بیشتر گذاشتیم.

خیلی لذت‌بخش است که در مسیر الهی و بخشش، دیگران را هم دعوت کنی و آن روز نمی‌دانم جرقه، القاء و یا الهام بود که گفتم من به همراه 14 نفر عضو لژیون مالی می‌شوم و تقریباً دو هفته بعد به مشهد رفتم و آنجا بازگو کردم که خدایا امسال در شعبهٔ شادآباد من خودم به همراه 14 همسفر عضو لژیون مالی شویم.

بعد دیدم که در شعبه اتفاقات جالب و عجیبی دارد می‌افتد و همسفران از همدیگر پیشی می‌گیرند که در لژیون مالی شرکت کنند؛ چقدر این حس زیبا بود که می‌دیدم لحظه‌به‌لحظه به عدد 14 نزدیک می‌شویم. خدایا چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ من فقط طلب کردم!

خدایا چقدر بخشنده و بزرگی، ممنونم که اجازه دادی ما هم بخشندگی را یاد بگیریم و روزی رسید که اعداد و نفرات لژیون مالی با خودم 15 نفر شدیم و بعدازآن 15 نفر، 9 نفر تعهدی وارد شدند این هم به نوع خودش زیبا بود.

 بزرگ‌ترین درسی که گرفتم این بود که از این به بعد برای داشتن خواسته‌های بزرگ نترسم، باور داشته باشم که اتفاق می‌افتد. خداوند خواست، به من بیاموزد که بالای 14 نفر هم اتفاق می‌افتد پس از من بخواه و باور داشته باش.

بهترین حس را از جشن گل‌ریزان امسال گرفتم و بزرگ‌ترین آموزش را وقتی می‌خواستم برای مبلغ 5 میلیون تومان کارت بکشم، آن‌قدر اطمینان و احساس امنیت داشتم که نمی‌دانستم این حس از کجا آمده چون 2 ماه بود که به دیگران و خودم می‌گفتم طلب کن و بخواه، در این مسیر بخشندگی چیزی ازت کم نمی‌شود بلکه هزاران برابر برمی‌گردد.

 حس بخشندگی چقدر زیباست و امسال با تمام قدرت می‌گویم من انتخاب می‌کنم فرد ثروتمندی باشم تا با تمام وجودم سال آینده نشان بخشندگی دنوور را همراه با 14 همسفر دریافت کنم. ان‌شاءالله

من درصدد چیزی که استاد گران‌قدرم آقای مهندس را خوشحال کند تلاش می‌کنم. خوشحالی آقای مهندس نه به خاطر اینکه حساب بانکی پُر شود، نه! برای اینکه می‌بیند ما شاگردان درس بخشش را به‌خوبی یاد گرفتیم و سطح آگاهی‌مان بالا رفته است. این باعث خوشحالی آقای مهندس می‌شود و امروز ایمان کامل دارم که آقای مهندس به هدف و تصویر ذهنی خود خواهد رسید. ان‌شاءالله

حسی که باعث شادی در من می‌شد این بود که شاید همهٔ ما در گوشهٔ ذهن خود به ساختن مدرسه، مسجد، دانشگاه و ... فکر کنیم، اما باور و توانایی نداشته باشیم که ما هم می‌توانیم؛ از آقای مهندس ممنونم که این باور و توانایی را به ما یاد داد تا با این حرکت زیبا دست‌به‌دست هم بدهیم تا دانشگاهی را بنا کنیم، حتی اگر سهم من یک آجر باشد به نوع خودش زیباست و امروز می‌بینم به همین مبلغ اندک قدم درراهی گذاشتیم که عشقش زیباست و دور شدن از این امر ناممکن است.

خدا را هزاران بار شکر که این توفیق شامل حالم شد که در جایگاه اسیستنتی خدمت کنم تا بتوانم حس‌های خوبی را تجربه کنم، حس‌های خودم را تزکیه و پالایش کنم و در مسیر الهی قدم بردارم.

از خداوند ممنونم به خاطر خیروبرکت شعبه‌مان که 24 نفر عضو لژیون مالی شدند. جا دارد از تیم و لژیون مالی همسفران خانم صبا، خانم آزاده و خانم فریده عزیزم تشکر کنم که در این راستا زحمات زیادی را کشیدند، از خانم آیدای عزیزم تشکر می‌کنم که در طراحی سالن همیشه کمک‌حالمان هستند و از خانم صدیقه به خاطر بافتن گل‌های زیبا تشکر می‌کنم و از خانم نوشین عزیزم که همیشه مسئول تدارکات شعبه هستند، از مرزبانان محترم هر دو گروه و ایجنت شعبه آقای سبزه‌ای بسیار ممنونم که همیشه حامی و پشت ما همسفران هستند، از همسر عزیزم هم با عشق تشکر می‌کنم.

در آخر از خانوادهٔ عشق و محبت جناب آقای مهندس، خانم آنی بزرگ، خانم کمان دار، آقای امین بزرگوار و خانم شانی عزیز کمال تشکر را دارم.

با تشکر از نمایندگی شادآباد که به زیبایی درخشیدند.

 

نگارنده: اسیستانت محترم شعبه؛ همسفر منیره

[ سه شنبه 6 آذر 1397 ] [ 12:57 ق.ظ ] [ همسفر معصومه بهزادی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آخرین مطالب